السيد الطباطبائي
65
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
خيال پرداز ترين افراد ، خود را مالك عقل و تعقل مى دانند و اين اعجوبه از عجيب ترين عجايب جهان ، عجيب تر است . بى چاره عقل چگونه به وسيله ارسطوئيان مصادره شده و مورد تملك انحصارى قرار گرفته است . 2 - علامه طباطبائى ( ره ) مى فرمايد : « عقل در ركون و اطمينان به مقدمات ، ميان مقدمه اى با مقدمه ديگر فرقى نمى گذارد . يعنى مقدمه اى كه خلاف عقل باشد عقل آن را رد مىكند خواه يك مقدمه دينى باشد و خواه غير دينى » . اين فرمايش هم درست است . اما : اولًا : همانطور كه به شرح رفت اين سخن در محدوده ظواهر است و بيان شد كه ارسطوئيان نصّ هاى قرآن ( علاوه بر صدها نصّ حديثى ) را نمى پذيرند . ثانياً : درباره نصوص اگر كسى اسلام را نپذيرفته باشد مىتواند با عقل خودش آن ها را نپذيرد . اما ارسطوئيان ما هم اسلام و قرآن را پذيرفته اند و هم نصوص مسلّم و روشن قرآن را نمى پذيرند و عقل خودشان ( عقلى كه به شرح رفت ) را بر نصوص مقدم مى دارند . 3 - علامه طباطبائى ( ره ) مى فرمايد : ظواهر دينيّه متوقف است بر ظهور لفظ و اين دليل ظنّى است و ظنّ در مقابل علمى كه با برهان حاصل شده مقاومت نمى كند . اين هم درست است . اما همانطور كه گفته شد مشكل فقط به محدوده ظواهر ( كه مفيد ظنّ هستند ) محدود نمى شود . دربار نصوصِ پايمال شده چگونه سوگوارى كنيم كه پيكرهاى شان با خنجرهاى ارسطوئيان پاره پاره شده و سرشان بريده شده است ، نصوصى كه به خاطرشان از آغاز اسلام تا به امروز هزاران بل ميليون ها انسان شهيد شده و جان داده اند . آيا براى نصوصى كه ذبح شده اند سوگمند باشيم يا براى جان دادگان . عقل سليم مى گويد : براى هر دو گروه .